دسته : آموزش و مشاوره,مقالاتتاریخ: 2017/06/11
بررسی رابطه بین مناسب سازی محیط و عزت نفس افرادنابینا شهرستان شیراز

 

بسمه تعالی

 

دلنوشته یک نوجوان نابینا…

 

دراین شهر هیچ کجای آن را امن ندیدم شایدما ازفراموش شدگان این دیارهستیم، شایدمردم ومسولین یادشان رفته است که نابینایان نیز حق وحقوق شهروندی دارند. یک بارکه در یکی از اتوبوس های حمل و نقل شهری درحال رفتن به مدرسه بودم وقتی شنیدم که دستگاهی ایستگاه ها را به صورت گویا اعلام می کند، احساس غرورکردم که بعد از این می توانم خود، به راحتی مسیرم را پیداکنم . وقتی که درمحل هایی رفت و آمد دارم که مسیرش مناسب سازی شده است احساس آرامش می کنم که می توانم مستقل و با اعتماد به نفس گام بردارم.

شاید اگر  شعاربرابري فرصتها در تمامی زمینه ها   در عمل به معنا مي نشست ، می توانستيم با نگاهی نو زندگی را تجربه کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان : بررسی رابطه بین مناسب سازی محیط و عزت نفس افرادنابینا شهرستان شیراز

 

نویسنده : زینب جعفری کارشناس نابینایان استان فارس سازمان بهزیستی 09173162197

moshaverejafari@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مناسب سازی محیط و عزت نفس افراد نابینا در  شهرستان شیرازمی باشد. این پژوهش از نوع کیفی توصیفی مردم نگاری بوده که نمونه گیری آن( براساس مطالعه موردی) نمونه گیری هدفمند می باشد. جمع آوری اطلاعات از راه خودنگاری، مشاهده و مصاحبه با نوجوانان نابینا شهرستان شیرازانجام شده است . تحلیل داده های پژوهش بیانگر آن است که محیط نامناسب و نا امن فیزیکی، و از طرف دیگر عدم امنیت و ایمنی موجب کاهش عزت نفس فرد می شود . بنابراین پژوهش حاضر این نظریه، که عزت نفس فرد در تعامل با محیط شکل می گیرد را مورد تایید قرار می دهد .

 

 

کلید واژه ها : مناسب سازی ، عزت نفس ، افراد نابینا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

شخص نابینا به دلیل نقص بینایی دارای مشکلات حرکتی بسیاری در سطح شهر می باشد که بخش اعظم آن به نامناسب بودن شرایط فضاهای شهری برمیگردد . وجود مشکلاتی از قبیل کندی حرکت ،خطرات ناشی از حرکت وسیله نقلیه برای فرد پیاده ،ایجاد خستگی مفرط در حرکت به دلیل عدم وجود خدمات رفاهی ضروری ، مکان نادرست در سطح شهر رفت و آمد را برای افراد نابینا دشوار میکند (شیخ کاظم ، محمد رضا، 1385 )

انسان موجودی است که از ساحت های سه گانه جسمی و روحی و ذهنی برخور داراست . این ساحت ها مبانی زنده بودن (حیات جسمی ) و زندگی انسان ( حیات های ذهنی – روحی ) تلقی می شوند . اگر چه زنده بودن و بقاء ، خاص بوده و قائم به فرد است اما زندگی وجهی جمعی نیز داشته و در تعاملات اجتماعی نیز قرار دارد . ( باقریان ، محمد صابر و ملاک انصاری ، 1385 )

فرد معلول اگر دربستر و فضاهای اجتماعی و همگانی قرار نگیرد از زندگی بازمانده و در موضع آسیب های ذهنی – روحی واقع میشود . چنین امری ایجاب میکند که تقویت فضا ها و عرصه های همگانی در جهت حضور معلولین در شهرها مورد توجه قرار گیرد تا علاوه بر تقویت توانای آنها در حوزه جسمانی و زمینه توانایی ذهنی و روحی آنان در نسبت با جامعه فراهم شود (باقریان ، ملاک انصاری ، 1385 )

زندگی یعنی حرکت ، حرکت در فضای امن و ایمن. شخص نابینا میتواند به طور مستقل حرکت کند ، اما نمیتواند محیط را کنترل کند و این محیط است که او را کنترل میکند  و جامعه بینا این محدودیت را به او تحمیل کرده است (شیخ کاظم . محمد رضا ، 1385) در حال حاضر جمعیت نابینایان کشور به500000 نفر می رسد که جمعیت قابل ملاحظه ای است . اما چرا وقتی در پارکها و فضای عمومی هستیم آنها را نمی بینیم، چرا امروز فرد نابینا ترجیح داده که در خانه بنشیند ؟ و پی آمد آن چیست ؟ دغدغه این پرسش ها نگارنده را که خود نابینایی است که سالها درزندگی خود با مسائل مربوط به معلولیت دست و پنجه نرم کرده را برآن داشت تا به نگارش این پژوهش بپردازد .

 

 

 

ابزار و روش پژوهش

از آنجا که نگارنده به طور رسمی در سمت های مختلف بهزیستی ngoهای مردمی از نزدیک شاهد مشکلات نابینایان بوده است بطور طبیعی در میدان پژوهش قرار گرفته است ، بنابراین این پژوهش از نوع توصیفی (کیفی ) مردم نگاری بوده و نمونه گیری آن براساس مطالعه موردی از نوع نمونه گیری هدفمند و جمع آوری اطلاعات به شیوه مشاهده ، مصاحبه با نوجوانان نابینا و خود نگاری نویسنده می باشد .

جمع آوری و تحلیل داده ها

در دوران نوجوانی مسئله معلولیت برای شخص معلول اهمیت می یابد و خود انگاری معلولیت شکل می گیرد. حال اگر معلولیت بعنوان معلولیت جسمانی و کاستی و نقص تعریف شود تصویر نامناسبی در ذهن نوجوانان نسبت به خود ساخته می شود که مخل عزت نفس او بوده و مانع بزرگی در راه جذب اجتماعی و موفقیت فردی اوست. اما اگر معلولیت بعنوان شرایط و نوع یا سبک زندگی تعریف شود که مانند هر سبک زندگی دیگر ویژگی های خاص خود را دارد ، راه برای حضور و مشارکت اجتماعی فرد معلول هموار می شود. (الف ر . وان. ویرن ، 2000 )

هویت و عزت نفس معلول می تواند مستقل از بیماری و معلولیت آنها توسط خودشان ساخته شود. در واقع این تعاریف ، نگرشها و پیش داوری های اجتماعی و فرهنگی در خصوص معلولیت و ناتوانیست، که موانع اساسی در راه مشارکت اجتماعی افراد و زندگی مستقل افراد معلول ایجاد کرده و در نتیجه به عزت نفس آنها آسیب می رساند . ( وان گی مورگامی ، 2009 )

 

همه نوجوانان نابینا که در این پژوهش شرکت داشتند بر این مساله تاکید داشتند که نامناسب بودن فضای اطراف انها بیش از هر چیز بر نگرانی آنها در مورد قضاوت دیگران در موردشان می افزاید .

یکی از نوجوانان کم بینا بیان میکرد، که در مدرسه خجالت میکشد که کسی دیگر دستش را بگیرد و حتی سعی میکند که تظاهر به این کند که می بیند و محیط اطراف خود را به ذهن بسپارد تا کمتر مجبور باشد از دیگران درخواست کمک کند و اینگونه، توانایی و استقلال خود را نشان دهد، اما با این کار فشار زیادی را متحمل میشود .

دختر نوجوان دیگری بیان میکرد، بدلیل اینکه از برخوردهای دیگر دانش آموزان می رنجد ،تصمیم گرفته است که یک روز قبل از بازگشایی مدرسه با پدر و مادرش تمام محیط مدرسه و موانع حرکتی آن را بشناسد و حفظ کند، تا کمتر نیاز به کمک دیگران داشته باشد .

نوجوان نابینای دیگری می گفت که آنقدر به استقلال در حرکت نیاز دارد، که وقتی در مسیری که میشناسد بااطمینان حرکت میکند ، احساس ارامش و ارزش میکند .

دختر نابینایی بیان  می کرد که وقتی از دوستانش کمک می گرفته ، به خاطر اینکه زیر منت آنها نباشد به آنها خدمات دیگری ارائه می داده است . مثلا هر روز برای یکی از آنها ساندویچ میخریده تا احساس آزار دهنده سربار کسی بودن را کاهش دهد .

دیگری می گفت وقتی ازیکی ازدوستان بینایش که همیشه کمکش می کرده شنیده که می گفتند : فلانی به من محتاج است، تصمیم می گیرد که رنج عصای سفید و زمین خوردن ها را به جان بخرد.

پسرنوجوان نابینایی بیان می کرد دلم می خواهد بادوستان بینایم بازی وشیطنت کنم، مانندآنهاراه برم ، بدوم ، قدرت بدنی ام را نشان دهم، اما فکر اینکه نکند زمین بخورم و یا به چیزی بخورم وغرورم شکسته شود مرا به گوشه نشینی کشانده است.

دراینجابرای اینکه خواننده این پژوهش بتواند این مساله را بهتردرک کند، نمونه ای ازمشکلات به صورت خودنگاری نویسنده ی پژوهش بیان می شود :

هر روز که آغاز دیگری را تجربه می کنم به این می اندیشم که چگونه می توان برابری فرصت ها را در عمل معنا کرد . اگر می شد در کوچه و خیابان احساس امنیت نمودف اگر در محل کار ، به راحتی می توانستم به کارتابل خود دسترسی داشته باشم و اگر، اگر های دیگر …. چقدر زندگی زیباتر میشد . سعی و تلاشم بر این است که خود را توانمند سازم و با حضور بیشتر در اجتماع یاد آور این باشم که هستند کسانی که با داشتن معلولیت و محدودیت می خواهند ثابت کنند نوع نگرش به زندگیست که می تواند باورِ بودن، را به ما         بیاموزد .

بنابراین مساله نامناسب بودن فضا برای نابینایان نه تنها باعث آسیب جسمی به آنها می شود بلکه تاسف بارتر از زخم های روی صورت وبدن آنها چیزی است که دراین پژوهش به چشم دیدیم وآن آسیب جدی است که به عزت نفس وخودپنداره آنها وارد می شود، که بسیاردلخراش ترمی نماید.چراکه همانطورکه می دانیم خودانگاره فرد تحت تاثیر رفتار والدین وعوامل محیطی درفردشکل می گیرد.( سینا،حمید ، 1389 )

نوسینده این مقاله اظهار میدارد مناسب سازی محیط برای رفت آمد معلولان عمدتاً به مسایل محیطی و مناسب سازی فضای شهری توجه داشته و به فهم رابطه میان مناسب سازی ؛ و بهبود زیستن و نوع معلولیت کمتر پرداخته است. هدف این تحقیق ارائه فهم درستی از این رابطه است. دریافت صحیح رابطه فوق و مناسب سازی منطبق بر آن، می تواند مشکلات عمده فردی و اجتماعی افراد دارای معلولیت را برطرف سازد ( بلاتیس ، 2014 )

از نظرمازلو نیاز به ایمنی جزء نیازهای پایه درهرم رشدی می باشد وتا وقتی این نیاز تامین نشود انرژی فرد برای تامین این نیاز درهمین سطح باقی می ماند، و دستیابی به عزت نفس و که بالاترین سطح هرم است غیرممکن ویا بسیار سخت می شود. فقدان عزت نفس منجر به احساس حقارت ،بی پناهی و دلسردی شده  و برای اینکه  از عهده مشکلات برآید  فاقد اعتماد به نفس کافی است ( نظریه های شخصیت،شولتز، دوان ترجمه یوسف کریمی1386) .

بر ساخت کلی و عزت نفس، محصول این واقعیت است که هر فرد انسانی، از فردیت و استقلال خود آگاه باشد . حال آنکه وجود موانع متعدد و بزرگ در محیط های مختلف و فقدان مناسب سازی های لازم، عمده استقلال فرد دارای معلولیت را از بین می برد و در نتیجه مانع شکل گیری فردیت یا خودِ شخص معلول میگردد . ( وان گی مورگامی ، 2009 )

 

نتیجه گیری

نتایج مصاحبه های انجام پذیرفته با نوجوانان شهر شیراز ونیز بررسی تحقیقات انجام شده در سایر کشورهای جهان نشان میدهد به همان میزان که مناسب سازی بودن محیط اهمیت دارد، افزایش خودکارآمدی، عزت نفس و اعتماد به نفس فرد معلول نیز دارای جایگاه ویژه ای است. نتایج تحقیق ( بلاتیس ، 2014 ) نیز نشان داد میان نوع معلولیت و میزان دسترسی به امکانات حمل و نقل و  میزان خودباوری و عزت نفس افراد دارای معلولیت رابطه قوی وجود دارد. هرچه افراد معلول بیشتر به وسایل حمل و نقل عمومی دسترسی داشته باشند و در واقع بتوانند به طور مستقل و امن در شهرهای بزرگ تحرک نمایند از عزت نفس بالاتری برخودار میباشند و هرقدر افراد معلول از گزینه های متنوع تری برای جابجایی مستقل در شهرها برخوردار باشند، میزان کیفیت زندگی بهتری داشته ودر نتیجه احساس خودانگاریِ مستحکم تری در آنها شکل میگیرد.

در این پژوهش سعی بر این بود که به مناسب سازی برای نابینایان نگاه تازه ای شود ، برای یک فرد نابینا آنچه اهمیت دارد تنها ایمن کردن محیط پارک، ساختمان های ادارات و سازمانهای دولتی نیست، بلکه وقت آن رسیده که  عزت نفس فرد نابینا نیز مورد توجه قرار گیرد و تجربه نشان داده است که با حمایت و آموزش های لازم به فرد معلول، می توان چنان او را ساخت و عزت نفسش را فزایش داد که در خود، توان تسلط بر محیط را در خود بیابد و به جای اینکه تحت تاثیر محیط باشد خود کنترل کننده ی محیط اطراف شود.

 

 

منابع:

1-سینا، حمید1389، بررسی رابطه بین رفتارهای متفاوت والدین، عزت نفس فرزندان پیش دبستانی شهرستان مرودشت درسال تحصیلی 90-89 مشکلات همایش ملی کودک ونوجوان دردانشگاه آزاداسلامی واقع درمرودشت .

2- شیخ کاظم ، محمد رضا ، 1385 ، توجه به نیازهای نابینایان در طراحی و مناسب سازی شهری ، همایش ملی مناسب سازی محیط شهری ، تهران ، پژهش کده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان

3- باقریان ، محمد صابر ، ملاک انصاری ، 1385 ، فضایی در جهت حضور و توسعه اجتماعی فرهنگی معلولین ، تهران ، همایش ملی مناسب سازی محیط شهری

.4 r. van vuuren , April 2000,” APHENOMENOLOGICALUNDERSTANDING OF SELF-ESTEEM IM PHYSI CAALLY DISABLED ADOLESCENTS INANON-DISABLED ENVIRONMENT ”  . DEGREE DOCTORATE OF PHILOSOPHY EN THE FACULTY OF HUMAL I T I ES , UNIVERSITY OF PRETORIA.

  1. wamgui murugami Margaret, (2009) bisability and Identity (2016)
  2. Fabiana c.m.silva.rosana F.sampaio , Fabiane A.Feira/vitor p.camargos/and Jorge A.neves. “In Fluence of con text in social partici pation

Of people with disabilities in brazil ” Revpanam salud publica 251

7-Daniel Blais,Better Living Through mobility : The relation ship bet ween a ccess to transport tion well-being and tipe of disability ” A supervised Reseirch progect     : (2014)